![]() |
![]() |
|
| تنهایی همین است |
|
همه نقاشی شدیم با دستای تو مهربون .
دو تا رو با هم کشیدی یکی رو بی هم زبون . به یکی قصر طلایی به یکی گوشه ی پارک . یکی دوتا چتر داره یکی مونده زیر بارون .
ما آدمها اجتماع جالبی داریم! تازه ادعا میکنیم سیستم اجتماعیمون مثل زنبر هاست ولی میخوام بدونم تو کندوی زنبور ها هم یه عدشون دارن از گرسنگی میمیرن و یه عده دیگه از فرط سیری دارن منفجر میشن؟!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 11:10 توسط سیاوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دور قلبم حصاری میکشم و روی آن مینویسم ورود ممنوع.ولی میترسم کسی با تیر زهر آلود عشق این حصار مقدس را بشکند.
|
| پیوندهای روزانه |
|
عبور از فیلتر6 عبور از فیلتر5 عبور از فیلتر4 عبور از فیلتر 3 عبور از فیلتر 2 عبور از فیلتر 1 آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
| پیوندها |
|
آرمان شهر (سید احمد) ستاره های خاموش(حمزه) غم و شادی(کامران) مترسک(محمد) همه چیز تنها یک چیز است(المیرا) شیما ایران جک تنهاترین شراب دل (حسان ) |
|
RSS
|